بـیـسـت و پنجمین سالگرد وفات سعید افغانی
نېټه : اونۍ ، د ۱۳۸۸ لمريز کال د کب ۰۱ - مه
بـیـسـت و پنجمین سالگرد وفات

  علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی»

تهیه و ترتیب : برهان الدین  «  سعیدی » 

« ۱۹۲۲  ــ  ۱۹۸۵  میلادی »
   
محمد سعید در ده خیر آبـاد ، قـریه عمرزئی ولايت  لغمـان در یک فامیل روحانی ، تصوفی و مدرس در سال «  1300 هجری شمسی  » چشـم به جهـان گشـود .  

او تعلیمات ابتدائی از نظم و نثر دری و مبادی فقه عبادات صرف و نحو و رساله های علم منطق و غیره را از والدامجد خود مولوی عبدالمجید  که از جمله مدرسین  ‎،‎ مجاهدی  نامدار وطن و یکی از مشایخ  مشهور طریقت قادریه شریفه بود ، آموخت و بنابراستعداد خا ص که  داشت بعد از سپری نمودن امتحان فوق العاده  در صنوف بالا تر مدرسه عالی دارالعلوم عربی کابل ، شامل  شد.

محمد سعید به مجرد فراغت و کسب لقـب « مولوی» ؛ به حيث استاد  در همین  مدرسه مقررشده و بنام « مولوی سعید افغانی » شهرت یافت و درپهلوی آن به تدریس ، امامت ، وعظ و نصیحت و کارهای فرهنگی توام  با نوشتن مضامین « دینی، اجتماعی و سیاسی » پرداخت.    

مولوی سعید افغانی در سال ( 1328  هجری)  به حيث مدير مدرسه دارالعلوم  نجم المدارس ولايت ننگرهار که در قریب جوار مرقد مبارک علامه نجم الدین مشهور به « هده صاحب »  شیخ  طریقه قادریه موقعیت دارد و یکی از مشهور ترین مدرسه دینی آن وقت در افغانستان بود، توظیف گردید . او برعلاوه پیشیبرد امور مـدرسه  نجم المدارس  به  کارهای فـرهنگی، امامت و موعظه ای دینی و کار وسیع سیاسی برای تنویر جامعه پرداخت و همچنان  جریده  قلمی  را بنام «  النجـم »  که بیشتر  از  نیم  قرن  قدامت  تاریخی  دارد ، با  شعار« خدمت  به مردم و وطن » تأسیس کرد و خود منحیث مدیر مسوول ؛ کار نشراتی آنرا به پیش میبرد ،  تا  اینکه  بنابر  فعالیت های دینی، ملی ، اجتماعی و تربیه صدها امام ، مدرس، قاضی و عالم دینی بعد از ده سال خدمت در مدرسه دارالعلوم  نجم المدارس به مرکز افغانستان « شهرکابل »  تبدیل  گردید  که  در مورد علت  تبدیلی  موصوف مرحوم مولوی محمد هاشم « کامه وال » درسال ( ۱۳۶۳‎‎‎ هجری شمسی ) چنین نوشته است:

( ماه مبارک رمضان  رسید  و پادشاه  وقت  در جلال آباد  بودند  و در مسکن شاه  « باغ کوکب » سرشته ختم کریم در اثنای نماز تراویح که در مذهب حنفی « رح » عبادت های مصنونه است ګرفته شده بود ، در آن اشتراک ورزیدند . مدیر صاحب نجم المدارس « مولوی سعید افغانی »  با چند نفر استادان مدرسه نیز در آن ختم شرکت کرده بودند ، در شب اخیر ختم طوریکه  تامل است  سخنرانی های اجتماعی و موعظه دینی ایراد میګردد ، دوکتور صاحب فرصت را غنیمت دانسته بحضور پادشاه آیه قرآن کریم را تلاوت، ترجمه و تفسیر نمودند از اثر درد دل که با آمور وطن و بهبود آن برای بهبود اهل وطن داشتند به جرئت حق ګوئی ضمنآ خطاب به پادشاه ګفت : اګر چه در قانون اساسی ذکر ګردیده که پادشاه شخصآ واجب الاحترام و غیر مسوول اند ، ایا شما فرمانی را صادر  کرده اید  و از علمآ و خطبآ خواهش کرده اید که به یادداشت کلمه بنده خدا «ج » در خطبه بشما دوعا بکنند و بنده شرعآ به نزد خالق رب العالمین  مسوولیت داشته می باشد  بلکه در ذهنیت عامه کافه ملت و رعیت نیز مسوولیتی  دارید .

خواهش میکنم ؛ تا شخصآ  نیز قبول زحمت فرموده به امور اداره عامه وطن  توجه کرده  و جلو خود سریهای بعضی مامورین بزرګ را بګیرید و ...   فردا آن  مولوی صاحب را وزارت معارف خواسته و به حیث معلم مکتب ابتدائی در شهر کابل مقرر شدند و مولوی صاحب به صبر استقامت از این امر اطاعت کردند . ) 

سعید افغانی   بدون ترس از صدمه حاکمیت و قدرتمندان  وقت، همواره به اداء رسالت و وظایف ایمانی و وجدانی پرداخته  و برای تنویر ا‌ذهان  ملت و خاصتا جوانان کشور در پهلوی کار های فرهنگی ، تنویری و خطابت ؛ جريده  قلمی تحت نام « اخلاق »  را در لیسه عالی حبیبه شهر کابل  تآسیس و به دست نشر سپرد که محترم خلیل زمر خاطرات شان  را  تحت عنوان « یک معلم و یک رهنمائی  خوب » چنین نوشته است :

( دقیق بیاد دارم که سال « ۱۳۴۱ هجری شمسی» بود و من در صنف دهم لیسه حبیبیه درس میخواندم . مردی بلند قامت ، با وقار و سنګین که دارای لباس منظم و پاک و تمیز بود ، یکجا با محترم محمد یعقوب سر معلم مکتب وارد صنف ګردید و یعقوب خان موصوف را اینطور معرفی نمود :  او محمد سعید افغانی نام دارد و پس از این بشما مضمون تفسیر را تدریس خواهند نمود ، پس از این معرفی مختصر استاد سعید افغانی به تدریس آغاز نمود .
او با سایر معلمین علوم دینی که تا آن دوران من دیده بودم تفاوت کلی داشت ، موصوف شمرده و حساب شده حرف میزد ، با حوصله و با تمکین بود و در طول دو سالیکه او معلم بود یکروز هم حالت عصبانیت و بی موازنګی را از او ندیدیم .

استاد سعید افغانی یک معلم مهربان بود و به همه ګونه سوالات شاګردان پاسخ میګفت و این حرفهای استاد تا کنون در ګوشم طنین انداز است : دین اسلام ، دین اخوت و دین برادریست ؛ عفو و ګذشت بر انتقام و خشونت در آن برتری دارد و.. ) . 

سعید افغانی درسال « 1342» هجری شمسی مطابق « 1964» ميلادی غرض تحصيلات عالی به پوهنتون «  الازهر » مصر اعـزام گردید  و در آنجا  بر علاوه تحصیلات عالی ، به  امورفرهنگی  نیز  مصروف شد و بحیث  مسوول  امور نشراتی «  بخش افغانستان  » در رادیو قاهره  به معرفی کلتور مـردم افغانستان و روابـط  تاریخی دو ملت « افغـان ومصر» پر داخت و بعدآ به پاس خدمات  شایسته  شان  در این عرصه به صفت امــرشعبه  نطاقان  بخش پشتو « کبیرالموذ عین » در رادیو قاهـره  تؤظیف  شد .   

سعید افغانی  برعلاوه اینکه  درآموزش علوم ذکاوت خاصی داشت ؛ شخصتی « مهربان  ، دلیری و شجاع » توام با عواطف و احساسات بشری، خیر خواه ، مردم دوست ، صلح و امنیت پسند، طرفدار سرسخت در مقاومت و دفاع از عقاید حقه اسلامی واقعی بـود ، که بنابر این صفتش  در شب  حمله نظامی بالای کشور مصر۱۹۶۷ میلادی ، با  قبول  تمام  خطرات  حیاتی ؛ به رادیـو  قاهـره رفت و برعلاوه  نشرات پشتو ، نشرات عـربی رادیو قاهره  را با « فصاحت زبان ، خلاقیت  ژورنالستی  و توضیحات عالمانه » فعال نگهداشت و از آنطریق مردم  و قوای مسلح  را  به نفع مردم مصر ، جهان اسلام و دولت فـقید جمال عبدالناصر رﺋیس جمهور وقـت  جمهوری عربی  مصر به اتحاد ، متانت و پایداری دعوت کرد که به پاس این  شجاعت تاریخی شان از جانب فقید جمال عبدالناصر رﺋیس جمهور مصر رسمآ  به حضور  پذیـرفته  شده  ومورد تمجيد و ستایش شان  قرار گرفت.     

رﺋیس جمهور مصر ، با حضور داشت وزیر ارشاد و فرهنگ از شجاعت  و دلیری سعید افغانی  قدردانی  کرده  و چنین  گفت : ( این ابتکار شجاعانه  شما کارنامه های علامه  سید جمال الدین افغانی  را  درخـاطرات مردم  مصر دوباره  تازه  ساخت ،  فلـهذا   دولت  مصر از شما علا مه  دوم  و از مردم  افغانستان  قلبآ  ابراز سپاس  مینماید . )  

سعید افغانی در مقابل از حسن نظر و اخلاص جلالتماب  فـقید جمال عبد الناصر  سپاس و تشکر کرده و بر روابط  تاریخی  بین مردمان  دو کشور تاکید  نمو د و همچنان  جمال عبد الناصر به وزیرارشاد وفـرهنگ اسلامی هدایت داد  تا  به  پاس خدامات  سعید افغانی و تحکیم هر  چه  بیشتر روابـط مردم « مصر و افغانستان » ؛ دو جلد کتاب شان  را بنام  های :  «  شيخ  الااسلام عبدالله الانصاری الهروی  و نابغهّ ءالشرق السيد  جمالالدين  الافغانی  »  چاپ نماید .          
سعید افغانی  بنابر ذکاوت و استعداد خارق العاده ئی که  داشت،  توانست  در مدت کمتر از « پنج »  سال اقامت  خویش در کشور  جمهوریه عربی  مصر،  برعلاوه لیسانس « اصول دیـن » ، دیپلوم « ماستری » و دیپلوم « دوکتورا»  راموفقانه  در رشته «  فلسفه و الهیات  » از پـوهنتون مشهور اسلامی جهان « جامعه ّالازهـر الشریف» بدست آورد ، با کمال افتخار و سربلند ی به وطن  خویش عـودت  کرد و به صفت « استاد »  در دارالمعلمین روښان « کابل »  و بعدآ  در پولتخنیک کابل  به  تدریس  مضامین « تاریخ  اسلام »  پرداخت. 

دوکتور محمد سعید « سعید افغانی » به شخصيت انسان حرمت  میگذاشت ، با همه  با حوصله و فراخدلی برخورد میکرد ، اهـل منطق  و استدلال بود ، به محراب  فضیلت وعلم احترام بی شایبه داشت و در اوج  جاه و جلال به تواضع زیست و منحيث فرزند صالح وطن و بمثابه محقق پرتلاش و حقيقت جو ، بعد از غور و بررسی همه جانبه اوضاع سياسی و اجتماعي وطن بخاطر ایجاد یک « جبهه متحد ملی » شعار زيرا : 
«  دین  هرعالم ، هرشخصيت  مذهبی ، هر وطنپرست  و هر انسان  صادق  آنست  که تمام قدرت، استعداد و دانش خود را وقف  مبارزه   بخاطر  آزادی  ملی  و اجتماعی ،  بخاطر  صلح  و امنیت  بشریت  نماید . »  مطرح  کرد  و جهت تحقق  آن  به  مبارزه  صنفی  همچنان در جمع  جنبشهـای  دموکراتيک استادان  پوهنتون کابل و محصلان  (۱۹۷۲م  مطابق ۱۳۵۱ هجری شمسی ) پرداخـت و به همکاری هریک: استاد فضل الربی پژواک، دوکتورمحمداحسان روستامل ، پوهاند علـی محمد زهما  وعـده يی ديگری از استادان ، طرح هسته  گذاری اتحادیه استادان افغانستان را تکمیل نموده  و در اولین  جلسه  مؤسسان  افتخارآن را در یافت تا به نمایندگی ازکانون علمی خویش به عضویت رهبری شـورای مرکزی و متعاقبآ به  صفت معاون شورای مرکزی آن اتحادیه انتخاب گردد.   

استاد سعید افغانی به همکاری استادان دموکرات  کوشید ،  تا  اتحادیه استادان  پوهنتون کابل را منحیث  مدافع حقوق صنفی و حرکت ممد احیای  دموکراسی در وطن سوق و رهبری نماید ، بر علاوه اینکه اتحادیه رااز لغزش  به چپ و راست به  دور نگهداشت ، زمینه و وسایل را بخاطر تشکیل جبهه  متحد ملی به اشتراک  فعال تمام  احزاب ،  سازمانها و شخصیت های ملی و اجتماعی آماده ساخت  که  بگونه مثال میتوان از جمله  فعالیت  و سازماندهی  موصوف  به  صفت  معاون  شورای مرکزی اتحادیه استادان  پوهنتون کابل ، در اجتماع  بزرگ  احتجاجیه  مـردم شهر کابل که در( 13 مارچ  1973  میلادی )  در پارک زرنگار شهر کابل  تدویر گردیده  بود  و در آن  نمایندگان  احـزاب و سازمانهای  مختلف  سیاسی ، ملی واجتماعی اشتراک و سخنرانی نمودند ، منحیث اولین  قدم علنی بخاطـر ایجاد  جبهه متحد ملی  درکشور بشمار  برد  که در مورد محترم  محقق م . ح .  بارق شفعیی  خاطرات شان را  بنام « خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود »  چنین نوشته است :

( دکتور سعید افغانی نه تنها یک طالب العلم ، با استعداد سرشار و خسته ګی  ناپزیر در آموزش علوم عصر خود بود ، بلکه عالمی جهید در علوم فلسفه و تصوف اسلامی ، دانشمندی وارد تاریخ و فرهنګ کهن سال کشورو منطقه خویش و در تمام این عرصه ها استاد توانا و آموزګار هنرمند و دانایی نیز بود .

دکتور سعید افغانی می کوشید اتحادیه را از سوائب لغزش به « چپ »  و «  راست » به دور نګهدارد ، که الحق در آن ګیرودار کار آسانی نبود ، مع هذا ؛ اتحادیه در مسایل سیاسی  به صورت محسوسی از مرکز به طرف « چپ »  اتخاذ موضوع میکرد  و  این  یکی  از عواملی محبوبیت بیشتر استاد سعید افغانی در نهضت ملی و دموکراتیک کشور بود ، در عین  حال  او میکوشید با  استفاده  از این  تجربه در زمینه  وسیعتری ، این اشتراک مساعی در بین  نیروهای سیاسی  دارای  تمایلات   ګوناګون  را ،  با تجربه  به  نقاظ  مشترک در  اهداف  عمومی شان ، به اشتراک در یک جبهه متحد دموکراتیک  و ملی در معرض آزمایش قرار دهد،  ولی اتحاد ملی به  زمینه و یا زمینه های عینی مبارزات متحد ملی ضرورت داشت  و.... )                                                             

علامه دوکتور محمد سعید « سعید افغانی » هم عالم مجتهد  بود  و هم روحانی ؛  هم ملا  بود  و هم مدرس ؛ هم سیاست مدار بود و هم در راه عدالت صادق ؛  هم استاد  فلسفه بود و هم الهیات ؛ هم در علوم دینی وارد بود و هم در علوم اجتماعی ؛  هم محقق پر تلاش و هم مبارز راه  صلح  و آرامش  چنانچه  مرحوم  مولوی محمد هاشم « کامه وال » در خاطرات شان چنین نوشته است .     ( دوکتور صاحب سعید افغانی  ؛ صاحب قـوه قدسیه  بـود ؛ از نفس خویش بـرآ مده و گذشته  بود، دائمـآ در فکر حصول سعادت و آرامی برای کـافه بشریت علی الخصوص برای  اهـل اسلام و اهـل وطـن محبوب  خود بود و ... )

سعید افغانی قلم  توانا داشت  ؛ او با نوشتن بیشتر از « سی و هفت » جلد کتب و بيشتر  از « دوهزار عنوان مقاله و مضمون » به زبانهای « پشتو ، دری و عربی »  البته  چه در بخش  فلسفه ؛ چه هم در دنیا ی تصوف و چه  هم در عالم  اجتماعیات ! آرزو داشت  تا  بشریت  را از در خشش حقایق آگاه سازد ، که در این بحث کوتاه صرف بگونه مثال بخش اندک از اندرزهای جناب شان را خدمت شما پیشکش میدارم :

ــ عـباد ت ؛ رکــن اساسی  مسلمانی  است !  پس بر هـر فـرد مسلمان واجب است تا  با خلوص  نیت ، محبت و  متکی  بــر ارشادات  رسول اکــرم صلی الله علیه و سلم  ، فقـط  رب العالمین  را  پرستش  و عبادت ، خالصانه  نماید .             

ــ زندگی  تحفه  حق تعالی ؛  بخاطر« سعادت و خوشبختی »  بشریت  است ؛  که آن  را میتوان  با  «  ریاضت و عبادت ، عشق  و محبت ، اعتماد  و باور ، صبر و  حوصله  و گذشت و فداکاری »  بدست آورد و از مزایای آن مستفید شد .    
ــ  عشق و محبت !  جذبه ، الهام ،  میل روح ، انوار و تجلی الهی ؛ بر دل پرهیزگاران و مومنان صادق است  که  بالوسیله آن  میتوان  به ثمره  نعمات  در گاه  الهـی  نایل  شد ؛ پس هــر آنکه  از این  نعمت  حـق تعالی  بـدور ماند ، غـافل است ؛  و جفا کــار  !                                                                                                                 

ــ  با شکر گذار از مزایای زندگی  لذت ببرید ، بخاطر اینکه فرصت از دست رفته دوباره  میسر نمیگردد .                                                                                           
ــ رمز سعادت  و خوشبختی  بشریت  در «  حسن خیر ،  تعقل سالم ، تعاون  و همزیستی مسالمت امیز » است .                                                                                   
ــ رمز سعادت و نیکبختی دنیا و عقبا در کار عمل خیر مضمر است و از همین جهت است که  قیامت و تباهی عمومی  آن  وقت  به میان  میاید که  مفکوره  و عمل  خیر  بکلی  از بین  برود .                                                                                                 
ــ زندگی شیرین است !  اگر با « عشق و محبت »  آن  را بناء  کرد  و با  تعقل  سالم  از مزایای  آن  لذت  برد .                                                                                     
ــ دنیا  زیبا است !  اگر به زیبائی  آن  کوشید  و از آن  حظ  برد .                                                                    

ـــ محبت « دوستی  و نشاط  قلب »  است که  زمینه  و وسایل  تفاهم  و حظ و لذت را در وجود انسان  پرورش  میدهد  و مانع رشد « کینه ، نـفرت و کدورت » میگردد  .                                                                                         

ــ خانه و خانواده  کانون  سعادت و خوشبختی است !   درصورتیکه با « نیت پاک » تهداب گذاری گردد ، با عقل  سیلم  و قلب مملـو ازعشق و محبت به بقای آن کـوشید و با « امانت  داری، صبر، حوصله ، گذشت و فداکاری »  به ضوابـط  آن احترام گذاشت و از آن  حفاظت  کرد                                                 

ــ  یکی از روش های  اساسی  در  تربیت  اطفال  آن  است ؛  تا  والدین   با  «  محبت ، صميميت و  دوستی » اطفال خویش  را به  گوش کردن ، عادت  دهند  و بعدآ  آنها  را «   تربیت ،  تعلیم ، رهنمائی  و کمک »  دوامدار  نمایند  .                                                                          اگـر این  روش  و شیوه  والدین ، در تربیت  اطفال  شان  تـوام  با « دلسوزی ، اعتماد  و  حوصله مندی »  باشد ، در آن  صورت نتایج  و سطح « مسوولیت، فعالیت وعلاقمندی » اطـفال  در بـرابـر «  والدین ، خانواده  و جامعه »   موثر است .  

علامه سعید افغانی متاهل  بود ، نه پسر و دو دختر داشت ، که فعلآ هشت فرزند شان در قید حیات بوده و مصروف کار های فرهنگی وکلتوری بوده و از آنطریق در برابر وطن و مردم رسالت خویش را اداء مینمایند .

دریغا ؛  مولانا محمد سعید « سعید افغانی» خـوش درخشید  ولی دولت مستعجل  بود ! او به  تاريخ «  اول حوت  1363  هجری »   مـریض  شد  و به  بتاریخ « هفـت حوت  1363  هجری شمسی » مطابق « 25    فبروری سال  1985  ميلادی  »  ساعت  دو  بعـد از  ظهر ، روز  دوشنبه  به عمـر شصت و سه « ۶۳ » سالگی ضربان  قلب مهربانش در حالیکه پروف کتابش را اصلاح  میکرد ، از  حرکت باز ماند و درشفـاخانه اکادمی علوم طبی ، داعی اجل را لبیک گفت و بعالم جاودانی شتافـت.

جنازه  مرحوم  سعید  افغانی  بتاریخ  « هشتم  فبروری 1958 » با مراسم  خاص توام با اشتراک  صدها تن «  علما ، روحانیون ، دانشمندان  ، بزرگان حکومت ، مخلصین ، شاگردان ، دوستان  و اقارب » در مسجد   جامع  پل خشتی شهرکابل  اداء  گردید  و مطابق وصیت شان در  جوار  مرقد حضرت  تميـم الانصـار « رح »  در شهـدای صالحین به خاک سپرده  شـد .
« ا نالله و انا الیه را جعون » 

ماخذ و منابع : 

ــ زما ژوند  : نوشته علامه سعید افغانی
ــ د سولی او تفاهم د لیاری مبلغ  دوکتور مولوی  محمد سعید افغانی :  نوشته سر محقق عیدالله خدمتگار بختانی
ــ جراید النجم   : موسس  مولوی  سعید افغانی
ــ اندرزهای دری : نوشته علامه سعید افغانی
ــ  تذکر مختصر در باره شخصیت الحاج دوکتور سعید افغانی :  نوشته مرحوم مولوی  محمد هاشم  « کامه وال» ــ خــوش درخشید ولی  دولت مستعجل  بود : نوشته محقق م . ح . بارق شفعیی                           
ــ ششمین سال وفات شخصیت فرزانه سعید افغانی : نوشته سر محقق محمد صدیق سیلانی            
ــ ارواښاد مولانا سعید افـغانی اودهغه ټولنیز شخصیت :  مولوی غلام سرور منظور   
ــ په وطـن مین یو ستر استاد : نوشته پوهاند  داکتر  محمد قاسم   «  جمدر »
ــ د سولی او ټولنیز عدالت دلاری پیژندل شوی شخصیت  : نوشته  شاه محمود « حصین »
ــ  مبارز راه  صلح و تفاهم  :  ارگان نشراتی  د حق لاره .
ــ  سوله او تفاهم د سعید افغانی له نظره  : نوشته محمد رحیم   یوسفی
ــ  استاد سعید افغانی محقق پر تلاش و هم مبارز راه  صلح  و آزادی : نوشته  ولی « فنی»            
ــ یک معلم و یک رهنمای خوب :  نوشته خلیل زمر                                    
ــ استاد افغانی د علم او فرهنګ دلاری یو تلپاتی نوم  : شماره ۴۸ مورخ ۱۳۶۹  روزنامه پیام .
ــ مرحوم استاد سعید افغانی : شماره ۳۱ مورخ ۱۳۶۹ جریده الاسلام.
ــ د سولی مبارز  : ارگان نشراتی  د حق لاره . 
www.said-afghani.de.vu    ـــ    www.baktash-saidi.de 
18.02.2010
مرکز کلتوری د حق لاره